روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

23

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

مريم را كه ( لوقا ) « 1 » كشيده و قطعات بيشمار چوب صليب حقيقى ( كه البته در اصالت آن نميتوان ترديد روا داشت ! ) كه در زر گرفته بودند بوى نشان دادند . در قسطنطنيه سفيران را در « پرا » « 2 » جاى دادند . ضمنا بحضور امپراطور مانوئل پذيرفته شدند و در كاخ « بلاكرنه » « 3 » واقع در استانبول « 4 » كه كم‌كم پايتخت امپراطوران روم شرقى به اين نام مشهور ميشد مشرف شدند . ازين كاخ يك سنگ هم حتى بر جاى نمانده ، فقط جاى آن از اثر ديوارهاى ساختمانهايى كه بعدها تركان بجاى آن برپا كردند ، معلومست . در ماه نوامبر ( مصادف با آبان ) كه براى سفر دير وقت بود عزيمت كردند و كشتى كوچكى كه در آن نشسته بودند در دهانهء به سفر شكست . پس سفيران باز گشتند و زمستان را در پرا گذراندند . توصيفى كه كلاويخو از سمرقند بدست ميدهد مرهون اين درنگ چهار ماهه در مسافرت آنانست . زيرا اگر همچنانكه از ابتدا قرار شده بود در نوامبر به طرابوزان ميرسيدند ، ميتوانستند در عرض ماه دسامبر ( يعنى ديماه ) به دشتهاى قراباغ كه در كنار سواحل سفلاى ارس واقعست برسند . درينجا به اردوى تيمور در قشلاق مىپيوستند . چون اين هيئت در انتهاى آوريل ( يعنى ارديبهشت ) سال بعد از طرابوزان عزيمت كرد و درين اوان هم تيمور بسوى وطن خويش حركت كرده بود ، ناچار هيئت مزبور عرض ايران را پيمود تا به ماوراء النهر برسد . باينطريق توصيف جالب و مهمى كه كلاويخو از تيمور و دربار وى در سمرقند بدست ميدهد ، پديد آمد . در رفتن از قسطنطنيه به طرابوزان ، كشتى كوچك حامل آنان در سواحل جنوبى درياى سياه بكنار آمده لنگر ميانداخت و شبها هم در هر بندرگاهى كه دوستان و خودى در آنجا بودند كران ميگرفت . مردم ژن چند

--> ( 1 ) - لوقا يكى از حواريون مسيح است و يكى از چهار انجيل فعلى بوى منسوب است . وى از اهل انطاكيه بود و در سال 70 ميلادى درگذشت . ( م . ا . ) ( 2 ) - Pera ( 3 ) - Blachernae ( 4 ) - Stanbul